رشتيه ميگه به ۴ دليل عاشق زنم شدم . . .
۱- با چهار تا مرد ديدمش گفت دوستامن .. فهميدم صداقت داره
۲- دفعه بعد باچنتا مرد ديگه ديدمش , سرشو انداخت پايين . . فهميدم که نجابت داره . . .
۳- رفتم در خونش ديدم صف کشيدن . . گفت برو ته صف . . . فهميدم که عدالت داره . .
۴- رفتم در خونه مادرش ديدم يک صف هم اونجاست . . .فهميدم اصالت داره

***************

رشتيه به دوستش ميگه تهران عجب جاييهااا…… از در ترمينال که مي ري بيرون … با يه ماشين آخرين سيستم مي يان دنبالت …. بعد مي برن بهترين رستوران شام مي دن از اون ورم دربند و درکه و قليون و حال بعدم بهترين هتل و چه تختي و رخت خوابي .. صبحم کلي پول مي زارن تو جيبت و ….. … رفيقش مي گه : برو بابا … تو که تاحالا تهران نرفتي … مي گه: من نرفتم زنم که رفته

***************

يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه: آرمگاه زري همسر دکتر رحيمي مختصص زنان و زايمان، مطب: خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي

***************

راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه:

اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض كنن)
دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده
سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن
چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو
پنجم اينكه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين كار ها رو ميكنم

***************
غضنفر تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برمي گشته خونه ، يهو مي بينه يكجا كوه ريزش كرده ، يك قطار هم داره ازون دور مياد ! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه ، ميره اون جلو واميسته . رانندة قطاره هم كه آتيشو مي بينه ميزنه رو ترمز و قطار واميسته . همچين كه قطار واستاد ، غضنفر يك نارنجك درمياره ، ميندازه زير قطار ، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن ! خلاصه غضنفر رو ميگيرن ميبيرن بازجويي ، اونجا بازرس بهش ميتوپه كه : مرتيكة خر ! نه به اون لباس آتيش زدنت ، نه به اون نارنجك انداختنت ! آخه تو چه مرگت بود ؟! غضنفر ميزنه زير گريه ، ميگه : جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي مي كردم

***************

زنه 200 سال عمر کرده بود ، بهش می گن مادر تو این سن چه آرزوئی داری؟ می گه : ننه 6 سال دیگه عمر کنم بشم 206 بیفتم زیر پا جوونا

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده؟ بهش ميگن: پرونده ها گم شده ، پرونده ها گم شده!